6.2.10

آیت الله بیات زنجانی در رابطه با مفهوم محاربه تصریح کرد آن کسی محارب خوانده می شود که اسلحه را به سوی مردم بگشاید و آنان را به خاک و خون بکشد نه آن ک

آیت الله بیات زنجانی در رابطه با مفهوم محاربه تصریح کرد آن کسی محارب خوانده می شود که اسلحه را به سوی مردم بگشاید و آنان را به خاک و خون بکشد نه آن کسی که با دست خالی آمده و فقط و فقط به رویه یا رفتاری اعتراض دارد.
آیت الله بیات زنجانی در دیدار با اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی انجمن اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه تهران شاخصه حکومت دینی را سوال بدون دغدغه مردم از حکومت یا نهی منکر دانست و تاکید کرد که عدم رعایت این خصوصیت در جامعه نتیجه ای به جز یک جامعه مرده نخواهد داشت.
به گزارش سایت رسمی آیت الله بیات زنجانی، وی در ادامه بر قرائت امام خمینی در مورد جمهوری اسلامی تاکید کرد و گفت: در جمهوری اسلامی با قرائت امام، مجلس در رأس امور است. در آن قرائت، میزان رأی ملت است. در آن قرائت نظامیان حق دخالت در مسائل سیاسی را ندارند. در آن نگاه نمایندگان مردم حق تحقیق و تفحص در همۀ مسائل کشور را دارند. در آن قرائت، سئوال و حتی شکایت از امام هم جرم نیست، کما اینکه چنین هم شد. در جمهوری اسلامی که ما می گوئیم، فرد پرسش کننده آزاد است که پرسش خود را طرح کند و به واسطه یک سئوال و یا یک نقد و یا حتی اعتراض، لقب محارب به او داده نمی‌شود.
آیت الله بیات در تعریف فقهی محارب و محاربه اظهار داشت: کسی را در فقه محارب می نامند که با دست بردن به اسلحه، برای ارعاب مردم اقدام کند. این نمی‌شود که من عندی و از جانب خود بیائیم و یک تعریف جدید برای محارب بگذاریم و هر کسی که ما را مورد نقد و اعتراض قرار داد، او را با این عنوان خطاب کنیم. با این تعریف فقهی که همه فقها هم روی آن اتفاق نظر دارند، آن کسی محارب خوانده می شود که اسلحه را به سوی مردم بگشاید و آنان را به خاک و خون بکشد نه آن کسی که با دست خالی آمده و فقط و فقط به رویه یا رفتاری اعتراض دارد.
در مورد همین بحث محاربه افزود: اگر کمی دقّت شود، گویندگانی که این و آن را به این عناوین متهم می‌کنند قطعاً از دو حال خارج نیستند. یا به مبانی دسترسی ندارند و یا در صورت دسترسی، برداشت درستی از آن نداشته‌اند و برداشت غلط خود را با پیگیری هدف خاصی، به عنوان دین معرفی می‌کنند در حالی که دین و مفاهیم آن، با برخی تعاریف اینها هزاران فرسنگ فاصله دارد.
ایشان با ذکر خاطره‌ای از دوران نمایندگی مجلس در رابطه با مفسدان و محتکران اقتصادی که اقتصاد کشور را مختل می کنند به نظر حضرت امام اشاره کرد که حضرت امام با نظر فقهی خود پیرامون اینکه این افراد را محارب نمی‌دانم، قضیه را فیصله دادند.
وی تصریح کرد که محارب، تعریف دارد و نمی‌توان هر کسی را محارب و هر عملی را محاربه خواند. خونی که به ناحق ریخته شود، عرش خداوند را به لرزه در آورده و نالۀ ملائکة الله را موجب می‌شود.
این مرجع تقلید با انتقاد از مشابه سازی های تاریخی تاکیدکرد که دین و مفاهیم دینی به خصوص در زمینۀ امور اجتماعی و سیاسی، فقط از حوزه‌های مستقل علمیه بر می‌آید و آنهائی که تریبون‌های رسمی را محلی برای ارعاب و تهدید و با کمال تأسف محلی برای ارائۀ تعریف‌های ناصحیح و من‌عندی از فقه شیعه قرار داده‌اند، با دین علوی و محمّدی فاصله دارند و بیشتر برداشت‌های غلط خود از این مفاهیم را به خورد جامعه می‌دهند.
پاسخ آیت الله ناصر مکارم شیرازی
آیت الله ناصر مکارم شیرازی در پاسخ به استفتای خبرنگار “درداخل ایران” درباره جویا شدن نظریه ایشان در مورد “حکم شرعی محاربه” پاسخ دادند که ” ریشه اصلی حکم محاربه آیه شریفه ۳۳ سوره مبارکه «مائده» می باشد. محارب کسی است که اسلحه روی مردم بکشد و محیط را ناامن کند.”

سخنان آیت الله دستغیب در آستانه 22 بهمن

آیت الله علی محمد دستغیب،عضو مجلس خبرگان رهبری گفت:صداوسیما باید حق طلب و حق جو و واقع بین باشد، شورای نگهبان باید نگهبان قانون اساسی که همان نظررسول اکرم(صلوات الله علیه) هست باشد، قوه قضائیه باید مستقل وبر مبنای احکام الهی باشد، نیروی انتظامی نباید در سیاست دخالت داشته باشد و به نظر می رسد امروز تمام امور مملکت از طریق سپاه ونیروی انتظامی صورت می گیرد و مردم هیچ نظر و اراده ای ندارند واین مبداء انحراف از بیست ودوم بهمن پنجاه و هفت است.
به گزارش کلمه آیت الله علی محمد دستغیب در دیدار با جمعی از فرهنگیان با تسلیت ایام اربعین حضرت حسین بن علی (علیهما السلام) گفت:در زیارت اربعین آمده است : ” وبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ” : یعنی امام حسین (ع) خون دل را هم دادند که مردم را از نادانی و گمراهی نجات دهد.
وی تصریح کرد:معنی کلام حضرت این است که حضرت حسین بن علی (علیهما السلام) وائمه اطهار اینطور بودند که خودشان را فدای ارشاد و هدایت مردم می کردند ؛یعنی برای اینکه مردم را از گمراهی مانند بت پرستی وتوجه به غیر خدا نجات دهند حاضر بودند جانشان را فدای این مطلب کنند.
وی با بیان اینکه بعضی را مثل حضرت ابراهیم (ع) در آتش انداختند که خدایتعالی نخواست و آتش بردا و سلاما شد. بعضی را هم مثل حضرت زکریا ما بین درخت گذاشتند ودرخت را با اره بریدند که چرا ایشان مردم را به خداپرستی دعوت کرده است. وبعضی را هم مانند حضرت یحیی به خاطر اینکه حکم شرعی خدا را گفت سر شریفش را از بدنش جدا کردند ودر طشت گذاشتند و جلوی طاغوت زمان بردند تاکید کرد:قضایایی که برای حضرت حسین بن علی (علیهما السلام) پیش آمد همه اش به خاطر این بود که ایشان سخن از حق می گفت؛ می گفت: ای مردم دنیا پرست نباشید، بت پرست نباشید، شخص پرست نباشید، فقط خدا را در نظر داشته باشید لذا به آرزوی خودشان که رضای خدایتعالی بود رسید در همان وقتی که از اسب به روی زمین افتاد فرمود:” رضاً بقَضائک، تَسلیماً لأمرِک، لا مَعبودَ سِواک” : یعنی من به قضای خدا راضی هستم؛ قضای خدا این بود که این آقا می خواست خودش را فدای دین کند ، خودش را فدای آزادی مخلوق کند، خودش را فدای این بکند که مردم را بکشاند به سوی بهشت.
عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه با اشاره به پیش رو بودن ۲۲ بهمن گفت:الحمد لله که زمان طاغوت ها گذشت ویک بیست ودوم بهمنی پیش آمد که حاصل زحمات طاقت فرسای مردم وندای یک شخص موحّد بود که دعوت به خدا وپیروی از سنت حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه وآله وسلم) می کرد.
وی تصریح کرد:تمام سعی حضرت امام خمینی (ره)این بود که تمام اعمالش مطابق با قرآن وسنت باشد وحاضر بود جان خویش را هم در راه این مطلب بدهد، یعنی حاضر بود جانش را فدای مردم مسلمان وحق جو بکند.
آیت الله دستغیب خاطرنشان کرد:بیست و دوم بهمن سال پنجاه و هفت روزی بود که مردم برای حق خواهی و عدالت قیام کردند، برای اینکه ظلم وستم ها از بین برود قیام کردند، برای این بود که علمای راستین و حق جو بتوانند حرفشان را بزنند، برای این بود که مردم اگر احیانا حرف حقی دارند بزنند، روز ایثار و برادری ویگانگی مردم بود و تقریبا هم سوء ظن ها از بین رفت و مردم هم دوستیشان بر مبنای خدایتعالی بود . بعد هم که دفاع مقدس پیش آمد و مردم خداجو فرزندانشان را تقدیم این انقلاب کردند.
وی با بیان اینکه بیست و دوم بهمن هر سال ادامه همان بیست و دوم بهمن سال پنجاه و هفت می باشد؛ که در یک جمله همه مردم خواسته ” استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی” را داشتند گفت:هدف از استقلال این بود که ما نمی خواهیم به هیچ کشوری وابسته باشیم نه به آمریکا، نه به شوروی، ونه به چین و غیره.
وی ادامه داد:مردم می گفتند که ما می خواهیم آزاد باشیم (البته نه آزادی به معنای بی بند وباری) یعنی آزادی در دینشان ، آزادی در انتخاب شغل، آزادی در بیان( به خصوص شخصی که عمری درس خوانده است و زحمت کشیده است بتواند حرف بزند واینطور نباشد که تحت سیطره عده ای باشد)، آزادی درجهات زندگیشان؛ مردم می خواهند امنیت داشته باشند واینطور نباشد که عده ای بریزند در خانه هایشان وبه هر طوری که دلشان می خواهد راه بروند، مردم می خواهند که آبرویشان در خطر نباشد که هر گروهی یک دفعه بیایند وآبروی آنها را ببرد.
آیت الله دستغیب تصریح کرد:هدف مردم از جمهوری اسلامی این بود که رای، رای ما باشد یعنی جمهور مردم همانطور که در اکثر کشورها همین طور است. ۲/۹۸ درصد مردم ایران رای به جمهوری اسلامی دادند. مردم در هر بیست ودوم بهمن همین را می خواهند ” استقلال، آزادی،جمهوری اسلامی” که انشاء الله در همین بیست ودوم بهمن نیز همین خواست باشد.
وی خاطرنشان کرد:حضرت امام خمینی (ره) و علما ومجتهدین برای تدوین این قانون اساسی زحمت کشیدند؛ همه سعی امام این بود که قانون اساسی مطابق با قرآن وسنت باشد. در هر اصلی که می خواستند تدوین کنند آیه ای از قرآن یا سنّت یا نهج البلاغه را می آوردند.
آیت الله دستغیب با بیان اینکه تمام سعی امام بر این بود که به قانون اساسی عمل شود، نظر امام این بود که مجلس یک مجلس مستقلّی باشد، قوه قضائیه یک قوّه مستقلی باشد وهمین طور سایر قوا گفت:همانطور که حفظ قرآن وسنت بر عهده مردم است، حفظ قانون اساسی هم نیز بر عهده ایشان است ؛همه مردم باید امربمعروف ونهی از منکر کنند واین فقط مختص به مجلس خبرگان نباشد.
عضو مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد:نمی شود که فقط یک شخص عهده دار مملکت گردد قانون باید باشد که ولی فقیه هم در این قانون اساسی گنجانده شده است .البته کسی نباید منکر ولی فقیه شود وهیچ مسلمانی نباید انکار کند؛ بالاخره یک مجتهد وفقیه عادلی باید میدان دار باشد ولی این طور نیست که قانون به کنار گذاشته شود، قانون باید باشد والّا یک نفر که نمی تواند هفتاد میلیون را اداره بکند.
وی تصریح کرد:قوای انتظامی از سپاه ونیروی انتظامی وارتش باید منافع مردم را در نظر بگیرند نه منافع خودشان را، یعنی آنها باید حافظ جان ومال وآبروی مردم باشند واگر خارجی ها قصد تهاجم داشتند جلوی تهاجم آنها را بگیرند؛ نه اینکه همه را فدای منافع خودشان بکنند. قوای انتظامی باید پشت سر علما باشند نه اینکه بیایند یک کاری کنند که این ها را از میدان خارج کنند وهیچ کس هیچ آبرویی نداشته باشد غیر از آنهایی که تابع آنها باشند.
آیت الله دستغیب در ادامه خاطرنشان کرد:اگربه وضع اولیه بیست ودوم بهمن سال پنجاه وهفت بازگشت می کردند،چقدر خوب بود، چه گلستانی ما داشتیم، همه دنیا انگشت به دهان می ماندند.
وی ادامه داد:بیست ودوم بهمن روز تجلی اوصاف خدایتعالی است و جایگزین کردن عدالت بجای ظلم وپیداکردن مقام بزرگ انسانیت که تمام این موارد فراموش شده بود؛ لذا هر بیست ودوم بهمن مردم بدنبال همان آثار بیست ودوم بهمن پنجاه و هفت هستند و چون آن را مقبول می دانند ،نمی خواهند از آن وضع خارج شوند؛ چون اگر آن وضع نباشد خبری از جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود.
آیت الله دستغیب گفت: باید ملاحظه کرد که شعار بهمن پنجاه و هفت، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی برای همه است یا فقط برای عده ای این معنا حاصل است؟ مردم در هر بیست ودوم بهمن هر سال خواستار اجرای دقیق قانون اساسی هستند ونادیده گرفتن این خواست موجب انحراف از بهمن پنجاه و هفت است.
وی ادامه داد:مردم ایران خواستار تحقق اهداف رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) وائمه هدی (علیهم السلام) می باشند نه اینکه خواستار تحقّق چند نفر که وضعشان در نزد مردم معلوم نیست باشند.
نماینده مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد:صداوسیما باید حق طلب و حق جو و واقع بین باشد، شورای نگهبان باید نگهبان قانون اساسی که همان نظررسول اکرم(صلوات الله علیه) هست باشد، قوه قضائیه باید مستقل وبر مبنای احکام الهی باشد، نیروی انتظامی نباید در سیاست دخالت داشته باشد و به نظر می رسد امروز تمام امور مملکت از طریق سپاه ونیروی انتظامی صورت می گیرد و مردم هیچ نظر و اراده ای ندارند واین مبداء انحراف از بیست ودوم بهمن پنجاه و هفت است.

نامه سرگشاده علی مطهری به میر حسین موسوی

جناب آقای مهندس میرحسین موسوی
با اهداء سلام ، مصاحبه جناب عالی با پایگاه اطلاع رسانی کلمه که بیشتر به یک بیانیه شبیه است نظر به اینکه در آستانه راهپیمایی ۲۲ بهمن صادر شده است طبعاً هدفدار بوده و دارای آثار عملی مثبت و منفی خواهد بود . لذا مناسب است که این نامه را به صورت سرگشاده بنگارم .
به عقیده اینجانب شما در این بیانیه دردها را خوب بیان کرده اید اما درمان را نه . روح بیانیه و جان کلام شما این است که ما برای اصلاح به میدان آمده ایم نه برای انتقام گیری یا کسب قدرت و یا ویران گری .
این امر می تواند محور وحدت و هدف مشترک اطراف بحران سیاسی کنونی باشد ، خصوصاً که اصلاح مستمر اجتماعی یکی از ارکان تعلیمات اسلامی است که از آن به « امر به معروف و نهی از منکر » تعبیر می شود .
اما این هدف از چه راه بهتر تأمین می شود ؟ شما در بیانیه های خود از قانون گریزی دولت و تمایل آن به استبداد و پاسخگو نبودن آن در مقابل مجلس و قوه قضائیه سخن گفته اید ، همچنان که اشارات و تصریحاتی به خشونت ورزی و کم توجهی مدیران این بحران به حقوق مردم داشته اید . آیا فکر نمی کنید که خاطیان این دو حوزه برای استمرار و توجیه تخلفات خود ، خواهان ادامه وضع موجود هستند و آرامش و وحدت ملی سم مهلک برای آنها است ؟ آیا فکر نمی کنید که وضع موجود ، دست رهبری نظام و بسیاری از مصلحان مجلس و قوه قضائیه را برای برخورد با این خاطیان بسته است ؟
مثلاً در شرایط عادی امکان سؤال از رئیس جمهور درباره برخی قانون گریزیها و رها سازی و لیبرالسیم فرهنگی وجود دارد اما اکنون چون این گونه اقدامات قانونی ، همراهی با سران معترض و موجب تشدید بحران تلقی می شود ، زمینه پذیرش آن در میان نمایندگان مجلس و مردم ضعیف است . ( البته اینها به معنی نفی نقاط مثبت و تلاش صادقانه این دولت نیست .)
پس باید قبول کنید که جناب عالی و جناب آقای کروبی تبدیل به مانعی برای اصلاحات مورد نظر خودتان و بسیاری از دلسوزان انقلاب اسلامی شده اید . اینجانب حدس قوی دارم که اگر رهبر گرانقدر انقلاب خیالشان از ناحیه شما دو بزرگوار راحت شود به سراغ خودکامگی ها و لجاجهای بزرگوار سوم یعنی رئیس جمهور محترم و خطاهای برخی افراطی های مدعی اصولگرایی خواهند رفت . لااقل چندماهی امتحان کنید ، اگر این گونه نبود به راه خود که آن را بی نتیجه و مضر می دانم ادامه دهید .
خودتان در بیانیه آورده اید که حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی در مقایسه با اخبار سیاسی اندک است . این جمله مؤیدی است بر مدعای ما که بحران کنونی مانعی است برای ارزیابی و نظارت بر عملکرد اقتصادی و اجتماعی دولت و پاسخگو بودن آن .
در بیانیه شما نکات مثبت و گامهایی به سوی اتحاد و رفع بحران دیده می شود مانند محکوم کردن رسانه های بیگانه ، تبری از شعارهای ضد اسلام و جدا کردن راه خود از راه خارج نشینان از همه مهمتر تأکید بر التزام به قانون اساسی ، گرچه یکی از اصول قانون اساسی اصل ولایت فقیه است و مطابق آن باید در معضلات اجتماعی و سیاسی نظر رهبری را فصل الخطاب بدانیم هرچند قانع نشده باشیم و در بیانیه شما به این اصل توجه لازم مبذول نشده است .
از سوی دیگر بخشی از این بیانیه نشان می دهد که جناب عالی میلی به پایان یافتن این بحران ندارید و مایلید این شعله هر چند کم سوتر همچنان افروخته باشد ، البته به زعم خود برای دفاع از حقوق مردم ، در حالی که با فراهم شدن زمینه مناسب برای قانون گریزی و بسته شدن دست مصلحان قانونی ، حقوق مردم به شکل دیگری پایمال می شود و با بهره گیری دشمنان خارجی از این بحران ، اقتدار نظام اسلامی و منافع ملی نیز آسیب می بیند .
رهبر بزرگوارمان در نطق اخیر خود از اقدامات جناب عالی و جناب آقای کروبی به « غفلت » تعبیر کردند ، همان چیزی که اینجانب در مناظره تلویزیونی به « لغزش سیاسی » تعبیر کردم و برخی بر من خرده گرفتند که کار اینها بالاتر از لغزش بوده است ، در حالی که تعبیر « غفلت » ملایم تر به نظر می رسد . به هر حال اینها علامتهایی است که ایشان به شما می دهند برای تغییر مسیر و تقویت وحدت ملی .
امیدوارم این فرصتها مغتنم شمرده شود و اولین اثر آن این باشد که راه پیمایی ۲۲ بهمن مظهر وحدت ملی و نقطه پایان بحران خود ساخته کنونی باشد . این حادثه مبارک را دور نمی بینم زیرا جناب عالی را پیرو امام علی علیه السلام می دانم . فرضاً در ماجرای اخیر حق تماماً به جانب شما باشد باید مانند امیرالمؤمنین به خاطر حفظ اسلام و وحدت اسلامی از حق خود بگذرید و البته حقوق عمومی در جای خود پیگیری خواهد شد . از جناب عالی با سابقه خوب در انقلاب اسلامی ، این انتظار دور از ذهن نیست .
علی مطهری