آیت الله بیات زنجانی در رابطه با مفهوم محاربه تصریح کرد آن کسی محارب خوانده می شود که اسلحه را به سوی مردم بگشاید و آنان را به خاک و خون بکشد نه آن کسی که با دست خالی آمده و فقط و فقط به رویه یا رفتاری اعتراض دارد.
آیت الله بیات زنجانی در دیدار با اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی انجمن اسلامی دانشکده حقوق دانشگاه تهران شاخصه حکومت دینی را سوال بدون دغدغه مردم از حکومت یا نهی منکر دانست و تاکید کرد که عدم رعایت این خصوصیت در جامعه نتیجه ای به جز یک جامعه مرده نخواهد داشت.
به گزارش سایت رسمی آیت الله بیات زنجانی، وی در ادامه بر قرائت امام خمینی در مورد جمهوری اسلامی تاکید کرد و گفت: در جمهوری اسلامی با قرائت امام، مجلس در رأس امور است. در آن قرائت، میزان رأی ملت است. در آن قرائت نظامیان حق دخالت در مسائل سیاسی را ندارند. در آن نگاه نمایندگان مردم حق تحقیق و تفحص در همۀ مسائل کشور را دارند. در آن قرائت، سئوال و حتی شکایت از امام هم جرم نیست، کما اینکه چنین هم شد. در جمهوری اسلامی که ما می گوئیم، فرد پرسش کننده آزاد است که پرسش خود را طرح کند و به واسطه یک سئوال و یا یک نقد و یا حتی اعتراض، لقب محارب به او داده نمیشود.
آیت الله بیات در تعریف فقهی محارب و محاربه اظهار داشت: کسی را در فقه محارب می نامند که با دست بردن به اسلحه، برای ارعاب مردم اقدام کند. این نمیشود که من عندی و از جانب خود بیائیم و یک تعریف جدید برای محارب بگذاریم و هر کسی که ما را مورد نقد و اعتراض قرار داد، او را با این عنوان خطاب کنیم. با این تعریف فقهی که همه فقها هم روی آن اتفاق نظر دارند، آن کسی محارب خوانده می شود که اسلحه را به سوی مردم بگشاید و آنان را به خاک و خون بکشد نه آن کسی که با دست خالی آمده و فقط و فقط به رویه یا رفتاری اعتراض دارد.
در مورد همین بحث محاربه افزود: اگر کمی دقّت شود، گویندگانی که این و آن را به این عناوین متهم میکنند قطعاً از دو حال خارج نیستند. یا به مبانی دسترسی ندارند و یا در صورت دسترسی، برداشت درستی از آن نداشتهاند و برداشت غلط خود را با پیگیری هدف خاصی، به عنوان دین معرفی میکنند در حالی که دین و مفاهیم آن، با برخی تعاریف اینها هزاران فرسنگ فاصله دارد.
ایشان با ذکر خاطرهای از دوران نمایندگی مجلس در رابطه با مفسدان و محتکران اقتصادی که اقتصاد کشور را مختل می کنند به نظر حضرت امام اشاره کرد که حضرت امام با نظر فقهی خود پیرامون اینکه این افراد را محارب نمیدانم، قضیه را فیصله دادند.
وی تصریح کرد که محارب، تعریف دارد و نمیتوان هر کسی را محارب و هر عملی را محاربه خواند. خونی که به ناحق ریخته شود، عرش خداوند را به لرزه در آورده و نالۀ ملائکة الله را موجب میشود.
این مرجع تقلید با انتقاد از مشابه سازی های تاریخی تاکیدکرد که دین و مفاهیم دینی به خصوص در زمینۀ امور اجتماعی و سیاسی، فقط از حوزههای مستقل علمیه بر میآید و آنهائی که تریبونهای رسمی را محلی برای ارعاب و تهدید و با کمال تأسف محلی برای ارائۀ تعریفهای ناصحیح و منعندی از فقه شیعه قرار دادهاند، با دین علوی و محمّدی فاصله دارند و بیشتر برداشتهای غلط خود از این مفاهیم را به خورد جامعه میدهند.
پاسخ آیت الله ناصر مکارم شیرازی
آیت الله ناصر مکارم شیرازی در پاسخ به استفتای خبرنگار “درداخل ایران” درباره جویا شدن نظریه ایشان در مورد “حکم شرعی محاربه” پاسخ دادند که ” ریشه اصلی حکم محاربه آیه شریفه ۳۳ سوره مبارکه «مائده» می باشد. محارب کسی است که اسلحه روی مردم بکشد و محیط را ناامن کند.”
6.2.10
سخنان آیت الله دستغیب در آستانه 22 بهمن
آیت الله علی محمد دستغیب،عضو مجلس خبرگان رهبری گفت:صداوسیما باید حق طلب و حق جو و واقع بین باشد، شورای نگهبان باید نگهبان قانون اساسی که همان نظررسول اکرم(صلوات الله علیه) هست باشد، قوه قضائیه باید مستقل وبر مبنای احکام الهی باشد، نیروی انتظامی نباید در سیاست دخالت داشته باشد و به نظر می رسد امروز تمام امور مملکت از طریق سپاه ونیروی انتظامی صورت می گیرد و مردم هیچ نظر و اراده ای ندارند واین مبداء انحراف از بیست ودوم بهمن پنجاه و هفت است.
به گزارش کلمه آیت الله علی محمد دستغیب در دیدار با جمعی از فرهنگیان با تسلیت ایام اربعین حضرت حسین بن علی (علیهما السلام) گفت:در زیارت اربعین آمده است : ” وبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ” : یعنی امام حسین (ع) خون دل را هم دادند که مردم را از نادانی و گمراهی نجات دهد.
وی تصریح کرد:معنی کلام حضرت این است که حضرت حسین بن علی (علیهما السلام) وائمه اطهار اینطور بودند که خودشان را فدای ارشاد و هدایت مردم می کردند ؛یعنی برای اینکه مردم را از گمراهی مانند بت پرستی وتوجه به غیر خدا نجات دهند حاضر بودند جانشان را فدای این مطلب کنند.
وی با بیان اینکه بعضی را مثل حضرت ابراهیم (ع) در آتش انداختند که خدایتعالی نخواست و آتش بردا و سلاما شد. بعضی را هم مثل حضرت زکریا ما بین درخت گذاشتند ودرخت را با اره بریدند که چرا ایشان مردم را به خداپرستی دعوت کرده است. وبعضی را هم مانند حضرت یحیی به خاطر اینکه حکم شرعی خدا را گفت سر شریفش را از بدنش جدا کردند ودر طشت گذاشتند و جلوی طاغوت زمان بردند تاکید کرد:قضایایی که برای حضرت حسین بن علی (علیهما السلام) پیش آمد همه اش به خاطر این بود که ایشان سخن از حق می گفت؛ می گفت: ای مردم دنیا پرست نباشید، بت پرست نباشید، شخص پرست نباشید، فقط خدا را در نظر داشته باشید لذا به آرزوی خودشان که رضای خدایتعالی بود رسید در همان وقتی که از اسب به روی زمین افتاد فرمود:” رضاً بقَضائک، تَسلیماً لأمرِک، لا مَعبودَ سِواک” : یعنی من به قضای خدا راضی هستم؛ قضای خدا این بود که این آقا می خواست خودش را فدای دین کند ، خودش را فدای آزادی مخلوق کند، خودش را فدای این بکند که مردم را بکشاند به سوی بهشت.
عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه با اشاره به پیش رو بودن ۲۲ بهمن گفت:الحمد لله که زمان طاغوت ها گذشت ویک بیست ودوم بهمنی پیش آمد که حاصل زحمات طاقت فرسای مردم وندای یک شخص موحّد بود که دعوت به خدا وپیروی از سنت حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه وآله وسلم) می کرد.
وی تصریح کرد:تمام سعی حضرت امام خمینی (ره)این بود که تمام اعمالش مطابق با قرآن وسنت باشد وحاضر بود جان خویش را هم در راه این مطلب بدهد، یعنی حاضر بود جانش را فدای مردم مسلمان وحق جو بکند.
آیت الله دستغیب خاطرنشان کرد:بیست و دوم بهمن سال پنجاه و هفت روزی بود که مردم برای حق خواهی و عدالت قیام کردند، برای اینکه ظلم وستم ها از بین برود قیام کردند، برای این بود که علمای راستین و حق جو بتوانند حرفشان را بزنند، برای این بود که مردم اگر احیانا حرف حقی دارند بزنند، روز ایثار و برادری ویگانگی مردم بود و تقریبا هم سوء ظن ها از بین رفت و مردم هم دوستیشان بر مبنای خدایتعالی بود . بعد هم که دفاع مقدس پیش آمد و مردم خداجو فرزندانشان را تقدیم این انقلاب کردند.
وی با بیان اینکه بیست و دوم بهمن هر سال ادامه همان بیست و دوم بهمن سال پنجاه و هفت می باشد؛ که در یک جمله همه مردم خواسته ” استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی” را داشتند گفت:هدف از استقلال این بود که ما نمی خواهیم به هیچ کشوری وابسته باشیم نه به آمریکا، نه به شوروی، ونه به چین و غیره.
وی ادامه داد:مردم می گفتند که ما می خواهیم آزاد باشیم (البته نه آزادی به معنای بی بند وباری) یعنی آزادی در دینشان ، آزادی در انتخاب شغل، آزادی در بیان( به خصوص شخصی که عمری درس خوانده است و زحمت کشیده است بتواند حرف بزند واینطور نباشد که تحت سیطره عده ای باشد)، آزادی درجهات زندگیشان؛ مردم می خواهند امنیت داشته باشند واینطور نباشد که عده ای بریزند در خانه هایشان وبه هر طوری که دلشان می خواهد راه بروند، مردم می خواهند که آبرویشان در خطر نباشد که هر گروهی یک دفعه بیایند وآبروی آنها را ببرد.
آیت الله دستغیب تصریح کرد:هدف مردم از جمهوری اسلامی این بود که رای، رای ما باشد یعنی جمهور مردم همانطور که در اکثر کشورها همین طور است. ۲/۹۸ درصد مردم ایران رای به جمهوری اسلامی دادند. مردم در هر بیست ودوم بهمن همین را می خواهند ” استقلال، آزادی،جمهوری اسلامی” که انشاء الله در همین بیست ودوم بهمن نیز همین خواست باشد.
وی خاطرنشان کرد:حضرت امام خمینی (ره) و علما ومجتهدین برای تدوین این قانون اساسی زحمت کشیدند؛ همه سعی امام این بود که قانون اساسی مطابق با قرآن وسنت باشد. در هر اصلی که می خواستند تدوین کنند آیه ای از قرآن یا سنّت یا نهج البلاغه را می آوردند.
آیت الله دستغیب با بیان اینکه تمام سعی امام بر این بود که به قانون اساسی عمل شود، نظر امام این بود که مجلس یک مجلس مستقلّی باشد، قوه قضائیه یک قوّه مستقلی باشد وهمین طور سایر قوا گفت:همانطور که حفظ قرآن وسنت بر عهده مردم است، حفظ قانون اساسی هم نیز بر عهده ایشان است ؛همه مردم باید امربمعروف ونهی از منکر کنند واین فقط مختص به مجلس خبرگان نباشد.
عضو مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد:نمی شود که فقط یک شخص عهده دار مملکت گردد قانون باید باشد که ولی فقیه هم در این قانون اساسی گنجانده شده است .البته کسی نباید منکر ولی فقیه شود وهیچ مسلمانی نباید انکار کند؛ بالاخره یک مجتهد وفقیه عادلی باید میدان دار باشد ولی این طور نیست که قانون به کنار گذاشته شود، قانون باید باشد والّا یک نفر که نمی تواند هفتاد میلیون را اداره بکند.
وی تصریح کرد:قوای انتظامی از سپاه ونیروی انتظامی وارتش باید منافع مردم را در نظر بگیرند نه منافع خودشان را، یعنی آنها باید حافظ جان ومال وآبروی مردم باشند واگر خارجی ها قصد تهاجم داشتند جلوی تهاجم آنها را بگیرند؛ نه اینکه همه را فدای منافع خودشان بکنند. قوای انتظامی باید پشت سر علما باشند نه اینکه بیایند یک کاری کنند که این ها را از میدان خارج کنند وهیچ کس هیچ آبرویی نداشته باشد غیر از آنهایی که تابع آنها باشند.
آیت الله دستغیب در ادامه خاطرنشان کرد:اگربه وضع اولیه بیست ودوم بهمن سال پنجاه وهفت بازگشت می کردند،چقدر خوب بود، چه گلستانی ما داشتیم، همه دنیا انگشت به دهان می ماندند.
وی ادامه داد:بیست ودوم بهمن روز تجلی اوصاف خدایتعالی است و جایگزین کردن عدالت بجای ظلم وپیداکردن مقام بزرگ انسانیت که تمام این موارد فراموش شده بود؛ لذا هر بیست ودوم بهمن مردم بدنبال همان آثار بیست ودوم بهمن پنجاه و هفت هستند و چون آن را مقبول می دانند ،نمی خواهند از آن وضع خارج شوند؛ چون اگر آن وضع نباشد خبری از جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود.
آیت الله دستغیب گفت: باید ملاحظه کرد که شعار بهمن پنجاه و هفت، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی برای همه است یا فقط برای عده ای این معنا حاصل است؟ مردم در هر بیست ودوم بهمن هر سال خواستار اجرای دقیق قانون اساسی هستند ونادیده گرفتن این خواست موجب انحراف از بهمن پنجاه و هفت است.
وی ادامه داد:مردم ایران خواستار تحقق اهداف رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) وائمه هدی (علیهم السلام) می باشند نه اینکه خواستار تحقّق چند نفر که وضعشان در نزد مردم معلوم نیست باشند.
نماینده مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد:صداوسیما باید حق طلب و حق جو و واقع بین باشد، شورای نگهبان باید نگهبان قانون اساسی که همان نظررسول اکرم(صلوات الله علیه) هست باشد، قوه قضائیه باید مستقل وبر مبنای احکام الهی باشد، نیروی انتظامی نباید در سیاست دخالت داشته باشد و به نظر می رسد امروز تمام امور مملکت از طریق سپاه ونیروی انتظامی صورت می گیرد و مردم هیچ نظر و اراده ای ندارند واین مبداء انحراف از بیست ودوم بهمن پنجاه و هفت است.
به گزارش کلمه آیت الله علی محمد دستغیب در دیدار با جمعی از فرهنگیان با تسلیت ایام اربعین حضرت حسین بن علی (علیهما السلام) گفت:در زیارت اربعین آمده است : ” وبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلالَةِ” : یعنی امام حسین (ع) خون دل را هم دادند که مردم را از نادانی و گمراهی نجات دهد.
وی تصریح کرد:معنی کلام حضرت این است که حضرت حسین بن علی (علیهما السلام) وائمه اطهار اینطور بودند که خودشان را فدای ارشاد و هدایت مردم می کردند ؛یعنی برای اینکه مردم را از گمراهی مانند بت پرستی وتوجه به غیر خدا نجات دهند حاضر بودند جانشان را فدای این مطلب کنند.
وی با بیان اینکه بعضی را مثل حضرت ابراهیم (ع) در آتش انداختند که خدایتعالی نخواست و آتش بردا و سلاما شد. بعضی را هم مثل حضرت زکریا ما بین درخت گذاشتند ودرخت را با اره بریدند که چرا ایشان مردم را به خداپرستی دعوت کرده است. وبعضی را هم مانند حضرت یحیی به خاطر اینکه حکم شرعی خدا را گفت سر شریفش را از بدنش جدا کردند ودر طشت گذاشتند و جلوی طاغوت زمان بردند تاکید کرد:قضایایی که برای حضرت حسین بن علی (علیهما السلام) پیش آمد همه اش به خاطر این بود که ایشان سخن از حق می گفت؛ می گفت: ای مردم دنیا پرست نباشید، بت پرست نباشید، شخص پرست نباشید، فقط خدا را در نظر داشته باشید لذا به آرزوی خودشان که رضای خدایتعالی بود رسید در همان وقتی که از اسب به روی زمین افتاد فرمود:” رضاً بقَضائک، تَسلیماً لأمرِک، لا مَعبودَ سِواک” : یعنی من به قضای خدا راضی هستم؛ قضای خدا این بود که این آقا می خواست خودش را فدای دین کند ، خودش را فدای آزادی مخلوق کند، خودش را فدای این بکند که مردم را بکشاند به سوی بهشت.
عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه با اشاره به پیش رو بودن ۲۲ بهمن گفت:الحمد لله که زمان طاغوت ها گذشت ویک بیست ودوم بهمنی پیش آمد که حاصل زحمات طاقت فرسای مردم وندای یک شخص موحّد بود که دعوت به خدا وپیروی از سنت حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه وآله وسلم) می کرد.
وی تصریح کرد:تمام سعی حضرت امام خمینی (ره)این بود که تمام اعمالش مطابق با قرآن وسنت باشد وحاضر بود جان خویش را هم در راه این مطلب بدهد، یعنی حاضر بود جانش را فدای مردم مسلمان وحق جو بکند.
آیت الله دستغیب خاطرنشان کرد:بیست و دوم بهمن سال پنجاه و هفت روزی بود که مردم برای حق خواهی و عدالت قیام کردند، برای اینکه ظلم وستم ها از بین برود قیام کردند، برای این بود که علمای راستین و حق جو بتوانند حرفشان را بزنند، برای این بود که مردم اگر احیانا حرف حقی دارند بزنند، روز ایثار و برادری ویگانگی مردم بود و تقریبا هم سوء ظن ها از بین رفت و مردم هم دوستیشان بر مبنای خدایتعالی بود . بعد هم که دفاع مقدس پیش آمد و مردم خداجو فرزندانشان را تقدیم این انقلاب کردند.
وی با بیان اینکه بیست و دوم بهمن هر سال ادامه همان بیست و دوم بهمن سال پنجاه و هفت می باشد؛ که در یک جمله همه مردم خواسته ” استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی” را داشتند گفت:هدف از استقلال این بود که ما نمی خواهیم به هیچ کشوری وابسته باشیم نه به آمریکا، نه به شوروی، ونه به چین و غیره.
وی ادامه داد:مردم می گفتند که ما می خواهیم آزاد باشیم (البته نه آزادی به معنای بی بند وباری) یعنی آزادی در دینشان ، آزادی در انتخاب شغل، آزادی در بیان( به خصوص شخصی که عمری درس خوانده است و زحمت کشیده است بتواند حرف بزند واینطور نباشد که تحت سیطره عده ای باشد)، آزادی درجهات زندگیشان؛ مردم می خواهند امنیت داشته باشند واینطور نباشد که عده ای بریزند در خانه هایشان وبه هر طوری که دلشان می خواهد راه بروند، مردم می خواهند که آبرویشان در خطر نباشد که هر گروهی یک دفعه بیایند وآبروی آنها را ببرد.
آیت الله دستغیب تصریح کرد:هدف مردم از جمهوری اسلامی این بود که رای، رای ما باشد یعنی جمهور مردم همانطور که در اکثر کشورها همین طور است. ۲/۹۸ درصد مردم ایران رای به جمهوری اسلامی دادند. مردم در هر بیست ودوم بهمن همین را می خواهند ” استقلال، آزادی،جمهوری اسلامی” که انشاء الله در همین بیست ودوم بهمن نیز همین خواست باشد.
وی خاطرنشان کرد:حضرت امام خمینی (ره) و علما ومجتهدین برای تدوین این قانون اساسی زحمت کشیدند؛ همه سعی امام این بود که قانون اساسی مطابق با قرآن وسنت باشد. در هر اصلی که می خواستند تدوین کنند آیه ای از قرآن یا سنّت یا نهج البلاغه را می آوردند.
آیت الله دستغیب با بیان اینکه تمام سعی امام بر این بود که به قانون اساسی عمل شود، نظر امام این بود که مجلس یک مجلس مستقلّی باشد، قوه قضائیه یک قوّه مستقلی باشد وهمین طور سایر قوا گفت:همانطور که حفظ قرآن وسنت بر عهده مردم است، حفظ قانون اساسی هم نیز بر عهده ایشان است ؛همه مردم باید امربمعروف ونهی از منکر کنند واین فقط مختص به مجلس خبرگان نباشد.
عضو مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد:نمی شود که فقط یک شخص عهده دار مملکت گردد قانون باید باشد که ولی فقیه هم در این قانون اساسی گنجانده شده است .البته کسی نباید منکر ولی فقیه شود وهیچ مسلمانی نباید انکار کند؛ بالاخره یک مجتهد وفقیه عادلی باید میدان دار باشد ولی این طور نیست که قانون به کنار گذاشته شود، قانون باید باشد والّا یک نفر که نمی تواند هفتاد میلیون را اداره بکند.
وی تصریح کرد:قوای انتظامی از سپاه ونیروی انتظامی وارتش باید منافع مردم را در نظر بگیرند نه منافع خودشان را، یعنی آنها باید حافظ جان ومال وآبروی مردم باشند واگر خارجی ها قصد تهاجم داشتند جلوی تهاجم آنها را بگیرند؛ نه اینکه همه را فدای منافع خودشان بکنند. قوای انتظامی باید پشت سر علما باشند نه اینکه بیایند یک کاری کنند که این ها را از میدان خارج کنند وهیچ کس هیچ آبرویی نداشته باشد غیر از آنهایی که تابع آنها باشند.
آیت الله دستغیب در ادامه خاطرنشان کرد:اگربه وضع اولیه بیست ودوم بهمن سال پنجاه وهفت بازگشت می کردند،چقدر خوب بود، چه گلستانی ما داشتیم، همه دنیا انگشت به دهان می ماندند.
وی ادامه داد:بیست ودوم بهمن روز تجلی اوصاف خدایتعالی است و جایگزین کردن عدالت بجای ظلم وپیداکردن مقام بزرگ انسانیت که تمام این موارد فراموش شده بود؛ لذا هر بیست ودوم بهمن مردم بدنبال همان آثار بیست ودوم بهمن پنجاه و هفت هستند و چون آن را مقبول می دانند ،نمی خواهند از آن وضع خارج شوند؛ چون اگر آن وضع نباشد خبری از جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود.
آیت الله دستغیب گفت: باید ملاحظه کرد که شعار بهمن پنجاه و هفت، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی برای همه است یا فقط برای عده ای این معنا حاصل است؟ مردم در هر بیست ودوم بهمن هر سال خواستار اجرای دقیق قانون اساسی هستند ونادیده گرفتن این خواست موجب انحراف از بهمن پنجاه و هفت است.
وی ادامه داد:مردم ایران خواستار تحقق اهداف رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) وائمه هدی (علیهم السلام) می باشند نه اینکه خواستار تحقّق چند نفر که وضعشان در نزد مردم معلوم نیست باشند.
نماینده مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد:صداوسیما باید حق طلب و حق جو و واقع بین باشد، شورای نگهبان باید نگهبان قانون اساسی که همان نظررسول اکرم(صلوات الله علیه) هست باشد، قوه قضائیه باید مستقل وبر مبنای احکام الهی باشد، نیروی انتظامی نباید در سیاست دخالت داشته باشد و به نظر می رسد امروز تمام امور مملکت از طریق سپاه ونیروی انتظامی صورت می گیرد و مردم هیچ نظر و اراده ای ندارند واین مبداء انحراف از بیست ودوم بهمن پنجاه و هفت است.
نامه سرگشاده علی مطهری به میر حسین موسوی
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی
با اهداء سلام ، مصاحبه جناب عالی با پایگاه اطلاع رسانی کلمه که بیشتر به یک بیانیه شبیه است نظر به اینکه در آستانه راهپیمایی ۲۲ بهمن صادر شده است طبعاً هدفدار بوده و دارای آثار عملی مثبت و منفی خواهد بود . لذا مناسب است که این نامه را به صورت سرگشاده بنگارم .
به عقیده اینجانب شما در این بیانیه دردها را خوب بیان کرده اید اما درمان را نه . روح بیانیه و جان کلام شما این است که ما برای اصلاح به میدان آمده ایم نه برای انتقام گیری یا کسب قدرت و یا ویران گری .
این امر می تواند محور وحدت و هدف مشترک اطراف بحران سیاسی کنونی باشد ، خصوصاً که اصلاح مستمر اجتماعی یکی از ارکان تعلیمات اسلامی است که از آن به « امر به معروف و نهی از منکر » تعبیر می شود .
اما این هدف از چه راه بهتر تأمین می شود ؟ شما در بیانیه های خود از قانون گریزی دولت و تمایل آن به استبداد و پاسخگو نبودن آن در مقابل مجلس و قوه قضائیه سخن گفته اید ، همچنان که اشارات و تصریحاتی به خشونت ورزی و کم توجهی مدیران این بحران به حقوق مردم داشته اید . آیا فکر نمی کنید که خاطیان این دو حوزه برای استمرار و توجیه تخلفات خود ، خواهان ادامه وضع موجود هستند و آرامش و وحدت ملی سم مهلک برای آنها است ؟ آیا فکر نمی کنید که وضع موجود ، دست رهبری نظام و بسیاری از مصلحان مجلس و قوه قضائیه را برای برخورد با این خاطیان بسته است ؟
مثلاً در شرایط عادی امکان سؤال از رئیس جمهور درباره برخی قانون گریزیها و رها سازی و لیبرالسیم فرهنگی وجود دارد اما اکنون چون این گونه اقدامات قانونی ، همراهی با سران معترض و موجب تشدید بحران تلقی می شود ، زمینه پذیرش آن در میان نمایندگان مجلس و مردم ضعیف است . ( البته اینها به معنی نفی نقاط مثبت و تلاش صادقانه این دولت نیست .)
پس باید قبول کنید که جناب عالی و جناب آقای کروبی تبدیل به مانعی برای اصلاحات مورد نظر خودتان و بسیاری از دلسوزان انقلاب اسلامی شده اید . اینجانب حدس قوی دارم که اگر رهبر گرانقدر انقلاب خیالشان از ناحیه شما دو بزرگوار راحت شود به سراغ خودکامگی ها و لجاجهای بزرگوار سوم یعنی رئیس جمهور محترم و خطاهای برخی افراطی های مدعی اصولگرایی خواهند رفت . لااقل چندماهی امتحان کنید ، اگر این گونه نبود به راه خود که آن را بی نتیجه و مضر می دانم ادامه دهید .
خودتان در بیانیه آورده اید که حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی در مقایسه با اخبار سیاسی اندک است . این جمله مؤیدی است بر مدعای ما که بحران کنونی مانعی است برای ارزیابی و نظارت بر عملکرد اقتصادی و اجتماعی دولت و پاسخگو بودن آن .
در بیانیه شما نکات مثبت و گامهایی به سوی اتحاد و رفع بحران دیده می شود مانند محکوم کردن رسانه های بیگانه ، تبری از شعارهای ضد اسلام و جدا کردن راه خود از راه خارج نشینان از همه مهمتر تأکید بر التزام به قانون اساسی ، گرچه یکی از اصول قانون اساسی اصل ولایت فقیه است و مطابق آن باید در معضلات اجتماعی و سیاسی نظر رهبری را فصل الخطاب بدانیم هرچند قانع نشده باشیم و در بیانیه شما به این اصل توجه لازم مبذول نشده است .
از سوی دیگر بخشی از این بیانیه نشان می دهد که جناب عالی میلی به پایان یافتن این بحران ندارید و مایلید این شعله هر چند کم سوتر همچنان افروخته باشد ، البته به زعم خود برای دفاع از حقوق مردم ، در حالی که با فراهم شدن زمینه مناسب برای قانون گریزی و بسته شدن دست مصلحان قانونی ، حقوق مردم به شکل دیگری پایمال می شود و با بهره گیری دشمنان خارجی از این بحران ، اقتدار نظام اسلامی و منافع ملی نیز آسیب می بیند .
رهبر بزرگوارمان در نطق اخیر خود از اقدامات جناب عالی و جناب آقای کروبی به « غفلت » تعبیر کردند ، همان چیزی که اینجانب در مناظره تلویزیونی به « لغزش سیاسی » تعبیر کردم و برخی بر من خرده گرفتند که کار اینها بالاتر از لغزش بوده است ، در حالی که تعبیر « غفلت » ملایم تر به نظر می رسد . به هر حال اینها علامتهایی است که ایشان به شما می دهند برای تغییر مسیر و تقویت وحدت ملی .
امیدوارم این فرصتها مغتنم شمرده شود و اولین اثر آن این باشد که راه پیمایی ۲۲ بهمن مظهر وحدت ملی و نقطه پایان بحران خود ساخته کنونی باشد . این حادثه مبارک را دور نمی بینم زیرا جناب عالی را پیرو امام علی علیه السلام می دانم . فرضاً در ماجرای اخیر حق تماماً به جانب شما باشد باید مانند امیرالمؤمنین به خاطر حفظ اسلام و وحدت اسلامی از حق خود بگذرید و البته حقوق عمومی در جای خود پیگیری خواهد شد . از جناب عالی با سابقه خوب در انقلاب اسلامی ، این انتظار دور از ذهن نیست .
علی مطهری
با اهداء سلام ، مصاحبه جناب عالی با پایگاه اطلاع رسانی کلمه که بیشتر به یک بیانیه شبیه است نظر به اینکه در آستانه راهپیمایی ۲۲ بهمن صادر شده است طبعاً هدفدار بوده و دارای آثار عملی مثبت و منفی خواهد بود . لذا مناسب است که این نامه را به صورت سرگشاده بنگارم .
به عقیده اینجانب شما در این بیانیه دردها را خوب بیان کرده اید اما درمان را نه . روح بیانیه و جان کلام شما این است که ما برای اصلاح به میدان آمده ایم نه برای انتقام گیری یا کسب قدرت و یا ویران گری .
این امر می تواند محور وحدت و هدف مشترک اطراف بحران سیاسی کنونی باشد ، خصوصاً که اصلاح مستمر اجتماعی یکی از ارکان تعلیمات اسلامی است که از آن به « امر به معروف و نهی از منکر » تعبیر می شود .
اما این هدف از چه راه بهتر تأمین می شود ؟ شما در بیانیه های خود از قانون گریزی دولت و تمایل آن به استبداد و پاسخگو نبودن آن در مقابل مجلس و قوه قضائیه سخن گفته اید ، همچنان که اشارات و تصریحاتی به خشونت ورزی و کم توجهی مدیران این بحران به حقوق مردم داشته اید . آیا فکر نمی کنید که خاطیان این دو حوزه برای استمرار و توجیه تخلفات خود ، خواهان ادامه وضع موجود هستند و آرامش و وحدت ملی سم مهلک برای آنها است ؟ آیا فکر نمی کنید که وضع موجود ، دست رهبری نظام و بسیاری از مصلحان مجلس و قوه قضائیه را برای برخورد با این خاطیان بسته است ؟
مثلاً در شرایط عادی امکان سؤال از رئیس جمهور درباره برخی قانون گریزیها و رها سازی و لیبرالسیم فرهنگی وجود دارد اما اکنون چون این گونه اقدامات قانونی ، همراهی با سران معترض و موجب تشدید بحران تلقی می شود ، زمینه پذیرش آن در میان نمایندگان مجلس و مردم ضعیف است . ( البته اینها به معنی نفی نقاط مثبت و تلاش صادقانه این دولت نیست .)
پس باید قبول کنید که جناب عالی و جناب آقای کروبی تبدیل به مانعی برای اصلاحات مورد نظر خودتان و بسیاری از دلسوزان انقلاب اسلامی شده اید . اینجانب حدس قوی دارم که اگر رهبر گرانقدر انقلاب خیالشان از ناحیه شما دو بزرگوار راحت شود به سراغ خودکامگی ها و لجاجهای بزرگوار سوم یعنی رئیس جمهور محترم و خطاهای برخی افراطی های مدعی اصولگرایی خواهند رفت . لااقل چندماهی امتحان کنید ، اگر این گونه نبود به راه خود که آن را بی نتیجه و مضر می دانم ادامه دهید .
خودتان در بیانیه آورده اید که حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی در مقایسه با اخبار سیاسی اندک است . این جمله مؤیدی است بر مدعای ما که بحران کنونی مانعی است برای ارزیابی و نظارت بر عملکرد اقتصادی و اجتماعی دولت و پاسخگو بودن آن .
در بیانیه شما نکات مثبت و گامهایی به سوی اتحاد و رفع بحران دیده می شود مانند محکوم کردن رسانه های بیگانه ، تبری از شعارهای ضد اسلام و جدا کردن راه خود از راه خارج نشینان از همه مهمتر تأکید بر التزام به قانون اساسی ، گرچه یکی از اصول قانون اساسی اصل ولایت فقیه است و مطابق آن باید در معضلات اجتماعی و سیاسی نظر رهبری را فصل الخطاب بدانیم هرچند قانع نشده باشیم و در بیانیه شما به این اصل توجه لازم مبذول نشده است .
از سوی دیگر بخشی از این بیانیه نشان می دهد که جناب عالی میلی به پایان یافتن این بحران ندارید و مایلید این شعله هر چند کم سوتر همچنان افروخته باشد ، البته به زعم خود برای دفاع از حقوق مردم ، در حالی که با فراهم شدن زمینه مناسب برای قانون گریزی و بسته شدن دست مصلحان قانونی ، حقوق مردم به شکل دیگری پایمال می شود و با بهره گیری دشمنان خارجی از این بحران ، اقتدار نظام اسلامی و منافع ملی نیز آسیب می بیند .
رهبر بزرگوارمان در نطق اخیر خود از اقدامات جناب عالی و جناب آقای کروبی به « غفلت » تعبیر کردند ، همان چیزی که اینجانب در مناظره تلویزیونی به « لغزش سیاسی » تعبیر کردم و برخی بر من خرده گرفتند که کار اینها بالاتر از لغزش بوده است ، در حالی که تعبیر « غفلت » ملایم تر به نظر می رسد . به هر حال اینها علامتهایی است که ایشان به شما می دهند برای تغییر مسیر و تقویت وحدت ملی .
امیدوارم این فرصتها مغتنم شمرده شود و اولین اثر آن این باشد که راه پیمایی ۲۲ بهمن مظهر وحدت ملی و نقطه پایان بحران خود ساخته کنونی باشد . این حادثه مبارک را دور نمی بینم زیرا جناب عالی را پیرو امام علی علیه السلام می دانم . فرضاً در ماجرای اخیر حق تماماً به جانب شما باشد باید مانند امیرالمؤمنین به خاطر حفظ اسلام و وحدت اسلامی از حق خود بگذرید و البته حقوق عمومی در جای خود پیگیری خواهد شد . از جناب عالی با سابقه خوب در انقلاب اسلامی ، این انتظار دور از ذهن نیست .
علی مطهری
28.1.10
اعدام آیندگان ایران
در پی حوادث اخیر به خصوص در روز عاشورا، شعب دادگاههای انقلاب اسلامی تهران به اتهامات تعدادی از متهمین رسیدگی و ۱۱ نفر را به اعدام محکوم کردند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران،در همین راستا حکم دو نفر از این افراد به نامهای «محمدرضا علیزمانی»و«آرش رحمانیپور» که به تایید دادگاه تجدیدنظر تهران رسیده بود سحرگاه امروز (پنج شنبه) اجرا شد و محکومان به دار آویخته شدند.
احکام ۹ نفر دیگر از محکومین نیز در مرحله تجدیدنظرخواهی است که در صورت قطعیت احکام صادره،طبق مقررات نسبت به اجرای حکم اقدام خواهد شد.
اتهام محاربه و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهک مسلح ضد انقلابی انجمن پادشاهی ایران و گروهک تروریستی منافقین،از جمله اتهامات این محکومین است
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران،در همین راستا حکم دو نفر از این افراد به نامهای «محمدرضا علیزمانی»و«آرش رحمانیپور» که به تایید دادگاه تجدیدنظر تهران رسیده بود سحرگاه امروز (پنج شنبه) اجرا شد و محکومان به دار آویخته شدند.
احکام ۹ نفر دیگر از محکومین نیز در مرحله تجدیدنظرخواهی است که در صورت قطعیت احکام صادره،طبق مقررات نسبت به اجرای حکم اقدام خواهد شد.
اتهام محاربه و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهک مسلح ضد انقلابی انجمن پادشاهی ایران و گروهک تروریستی منافقین،از جمله اتهامات این محکومین است
مراسم چهلمین روز درگذشت فقیه آزادیخواه، آیت الله العظمی منتظری
مراسم چهلمین روز درگذشت فقیه آزادیخواه، آیت الله العظمی منتظری روز پنجشنبه و جمعه در شهرهای تهران، قم و نجف آباد برگزار می شود.
به گزارش نوروز، این مراسم در تهران روز پنجشنبه و هنگام اذان مغرب در حسینیه ارشاد، دارالزهرا، مساجد قبا، امامزاده صالح،جامع شهرک غرب و مسجد الجواد برگزار خواهد شد.
در قم نیز بیت معظم له روز جمعه مراسمی را از ساعت ۳ تا ۵ بعد از ظهر در محل دفتر و بیت ایشان برگزار خواهد کرد.
همچنین در نجف آباد، زادگاه این فقیه عالیقدر نیز فردا؛ ۵شنبه در مسجد بازار این شهر از ساعت ۹ تا ۱۱ صبح و عصر این روز از ساعت ۳ الی ۵ در حسینیه اعظم نجف آباد برگزار میشود.
روز جمعه نیز مردم سبز تهران از ساعت ۳ تا۵ بعدازظهر در بهشت زهرای تهران گرد هم می آیند تا یاد این مجاهد راه آزادی را گرامی بدارند.
از سوی دیگر، از آنجایی که پس از مراسم باشکوه و بیسابقه تشییع پیکر آن عالم وارسته در قم، امکان برگزاری آزادانه دیگر برنامههای یادبود و مراسم ختم و هفتم به بیت مکرم و دوستداران ایشان در سراسر کشور داده نشد، به نظر میرسد برگزاری برنامههای ویژه به مناسبت چهلمین روز درگذشت ایشان در شهرهای مختلف نیز با موافقت مسئولان اجرایی و امنیتی همراه نخواهد شد.
از این رو، مردم سبز در شهرهای مختلف کشورمان می توانند روز پنجشنبه ۸ بهمن نماز مغرب را در بزرگترین یا سبزترین مسجد شهر محل سکونت خود اقامه کنند و با برگزاری نماز جماعت و قرائت فاتحه و آیاتی از قرآن مجید یاد آن مرجع گرانپایه را گرامی بدارند.
در این طرح که از سوی “ندای سبز آزادی” پیشنهاد شده است، از مردم سبز کشورمان خواسته شده تا در این مراسم از سردادن شعار سیاسی و هرگونه اقدامی که موجب تنش شود، خودداری کنند.
مساجد پیشنهادی برای اقامه نماز مغرب روز پنجشنبه:
تهران:
حسینیه ارشاد، مسجد قبا، مسجد جامع شهرک غرب، مسجد الجواد، دارالزهرا و مسجد امامزاده صالح
مشهد:
حرم حضرت امام رضا(ع) – صحن امام خمینی (خانوادگی)
شیراز:
مسجد قبا (آتشیها) (مسجد آیتالله سید علیمحمد دستغیب)
قم:
بیوت آیات عظام منتظری و صانعی (بلوار شهید محمد منتظری)
اصفهان:
مسجد اعظم حسین آباد اصفهان
نجفآباد:
حسینیه اعظم نجف آباد
در دیگر شهرها بزرگترین مسجد شهر (مسجد جامع) یا سبزترین مسجد شهر بهترین انتخاب خواهد بود.
به گزارش نوروز، این مراسم در تهران روز پنجشنبه و هنگام اذان مغرب در حسینیه ارشاد، دارالزهرا، مساجد قبا، امامزاده صالح،جامع شهرک غرب و مسجد الجواد برگزار خواهد شد.
در قم نیز بیت معظم له روز جمعه مراسمی را از ساعت ۳ تا ۵ بعد از ظهر در محل دفتر و بیت ایشان برگزار خواهد کرد.
همچنین در نجف آباد، زادگاه این فقیه عالیقدر نیز فردا؛ ۵شنبه در مسجد بازار این شهر از ساعت ۹ تا ۱۱ صبح و عصر این روز از ساعت ۳ الی ۵ در حسینیه اعظم نجف آباد برگزار میشود.
روز جمعه نیز مردم سبز تهران از ساعت ۳ تا۵ بعدازظهر در بهشت زهرای تهران گرد هم می آیند تا یاد این مجاهد راه آزادی را گرامی بدارند.
از سوی دیگر، از آنجایی که پس از مراسم باشکوه و بیسابقه تشییع پیکر آن عالم وارسته در قم، امکان برگزاری آزادانه دیگر برنامههای یادبود و مراسم ختم و هفتم به بیت مکرم و دوستداران ایشان در سراسر کشور داده نشد، به نظر میرسد برگزاری برنامههای ویژه به مناسبت چهلمین روز درگذشت ایشان در شهرهای مختلف نیز با موافقت مسئولان اجرایی و امنیتی همراه نخواهد شد.
از این رو، مردم سبز در شهرهای مختلف کشورمان می توانند روز پنجشنبه ۸ بهمن نماز مغرب را در بزرگترین یا سبزترین مسجد شهر محل سکونت خود اقامه کنند و با برگزاری نماز جماعت و قرائت فاتحه و آیاتی از قرآن مجید یاد آن مرجع گرانپایه را گرامی بدارند.
در این طرح که از سوی “ندای سبز آزادی” پیشنهاد شده است، از مردم سبز کشورمان خواسته شده تا در این مراسم از سردادن شعار سیاسی و هرگونه اقدامی که موجب تنش شود، خودداری کنند.
مساجد پیشنهادی برای اقامه نماز مغرب روز پنجشنبه:
تهران:
حسینیه ارشاد، مسجد قبا، مسجد جامع شهرک غرب، مسجد الجواد، دارالزهرا و مسجد امامزاده صالح
مشهد:
حرم حضرت امام رضا(ع) – صحن امام خمینی (خانوادگی)
شیراز:
مسجد قبا (آتشیها) (مسجد آیتالله سید علیمحمد دستغیب)
قم:
بیوت آیات عظام منتظری و صانعی (بلوار شهید محمد منتظری)
اصفهان:
مسجد اعظم حسین آباد اصفهان
نجفآباد:
حسینیه اعظم نجف آباد
در دیگر شهرها بزرگترین مسجد شهر (مسجد جامع) یا سبزترین مسجد شهر بهترین انتخاب خواهد بود.
رنگ آبی جایگزین رنگ سبز در پرچم ایران
در پی تغییر عجیب رنگ سبز پرچم ایران در مراسم چند روز گذشته تودیع و معارفه مدیرعامل ایرنا، امروز نیز پرچم کشورمان در یک برنامه دولتی دیگری به صورت غیرمتعارف به نمایش درآمد.
در مراسم دیدار اعضای ستاد دهه فجر با محمود احمدی نژاد، بنر نصب شده در دکور برنامه به شکل غیرمتعارفی پرچم کشورمان را به تصویر کشید که رنگ سبز از آن با ظرافت خاصی حذف شده و رنگ آبی آسمان بر آن غلبه کرده بود.
این حرکت غیرحرفه ای در طراحی که نشان از بی تجربگی طراح دارد، در واقع نوعی توهین به نماد و پرچم کشوری است که بخشی از آن به صورت محو در رنگ آبی آسمان قرار گرفته است.
این دو اتفاق که پشت سر هم در برنامه هایی که اتفاقا رئیس دولت حاضر در آن شرکت داشته این تصور را ایجاد می کند که گویی قصد دولت حذف رنگ سبز از پرچم ایران است.
این موضوع در حالی توهین به کشورمان حساب می شود که واکنشی را در بین دولتیان ایجاد نکرد و بدون آنکه این خطا مورد اعتراض قرار گیرد این دو برنامه بدون مشکلی برگزار شد.
در فصل دوم اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، «پرچم رسمی ایران به رنگهای سبز و سفید و سرخ» معین شده و رنگ سبز نماد آرمان های والای اسلام است!
در مراسم دیدار اعضای ستاد دهه فجر با محمود احمدی نژاد، بنر نصب شده در دکور برنامه به شکل غیرمتعارفی پرچم کشورمان را به تصویر کشید که رنگ سبز از آن با ظرافت خاصی حذف شده و رنگ آبی آسمان بر آن غلبه کرده بود.
این حرکت غیرحرفه ای در طراحی که نشان از بی تجربگی طراح دارد، در واقع نوعی توهین به نماد و پرچم کشوری است که بخشی از آن به صورت محو در رنگ آبی آسمان قرار گرفته است.
این دو اتفاق که پشت سر هم در برنامه هایی که اتفاقا رئیس دولت حاضر در آن شرکت داشته این تصور را ایجاد می کند که گویی قصد دولت حذف رنگ سبز از پرچم ایران است.
این موضوع در حالی توهین به کشورمان حساب می شود که واکنشی را در بین دولتیان ایجاد نکرد و بدون آنکه این خطا مورد اعتراض قرار گیرد این دو برنامه بدون مشکلی برگزار شد.
در فصل دوم اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، «پرچم رسمی ایران به رنگهای سبز و سفید و سرخ» معین شده و رنگ سبز نماد آرمان های والای اسلام است!
ییانیه هفدهم کف خواسته های مردم است
کلمه:دکتر زهرا رهنورد در گفت و گویی با فرشته قاضی خبرنگار روز آنلاین پیرامون بیانیه شماره ۱۷ مهندس موسوی توضیحاتی را ارائه کرده است
متن این گفت و گو به شرح زیر است:بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی از سوی برخی گروهها و شخصیت های سیاسی نشانه به رسمیت شناختن دولت محمود احمدی نژاد ارزیابی شد و برخی تا بدانجا پیش رفتند که سخن از سازش پشت پرده رهبران جنبش سبز با حکومت به میان آوردند. امری که زهرا رهنورد در مصاحبه با “روز” آن رابه شدت رد و به صراحت اعلام کرد: “نه دولت احمدی نژاد را به رسمیت می شناسیم و نه سازش می کنیم بلکه صادقانه پی گیر حقوق و مطالبات مردم هستیم.”
با خانم رهنورد در شرایطی مصاحبه کرده ایم که از یک سو فشارها بر میرحسین موسوی، با بازداشت مشاوران و نزدیکان اوافزایش یافته و از سوی دیگر شایعاتی مبنی بر سازش پشت پرده و به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد از سوی او و سایر رهبران جنبش سبز، پخش شده است. اما خانم رهنورد با وجود همه این فشارها و تهدیدها تصریح می کند: “سینه مان را سپر کرده ایم و آماده برای هرگونه تیر و حمله و تروری هستیم.”
مصاحبه با زهرا رهنورد، استاد دانشگاه، نویسنده در پی می آید.
خانم رهنورد بعد از انتشار بیانیه هفدهم آقای موسوی، برخی اینگونه برداشت کرده اند که آقای موسوی، دولت محمود احمدی نژاد را به رسمیت شناخته است. چنین برداشتی درست است؟
برداشت شخصی من از بیانیه، این نیست، چون بندهای دیگر همین بیانیه تاکید دارد که تقلبی در کار بوده و انتخابات سالم نبوده است؛ وقتی در بیانیه بر این موضوع تاکید می شود، چگونه چنین برداشتی می شود؟ من فکر میکنم و برداشت من این است که از متن همین بیانیه به وضوح می توان فهمید که آقای موسوی، دولت برآمده از تقلب را به رسمیت نمی شناسد.
ولی اکنون شایعات زیادی درباره سازش پشت پرده آقایان موسوی و کروبی و خاتمی مطرح است و امروز نیز برخی اخبار به نقل از آقای کروبی در مورد به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد منتشر شده است. برخی بیانیه آقای موسوی و سخنان امروز آقای کروبی را به سازش های پشت پرده تعبیر میکنند.
به هیچ وجه چنین چیزی نیست و سازشی در کار نیست. من در آن بیانیه نه تنها هیچ گونه سازشی نمی بینم بلکه آن بیانیه کف خواسته ها و آرمان های مردم است و حداقلی از خواسته های مردم و حکومت می تواند به راحتی این خواسته ها را عملی کند.
ولی حکومت این خواسته را نمی پذیرد یعنی تاکنون نپذیرفته؛ شما فکر میکنید به این خواسته ها تن خواهند داد؟
من نمی توانم آینده را پیش بینی کنم که چه اتفاقی خواهد افتاد و چه خواهد شد، فقط امیدوارم هر اتفاقی که می افتد به نفع ملت ایران باشد و به سربلندی ملت ایران ختم شود.میخواهم بر این نکته تاکید کنم که نه دولت احمدی نژاد را به رسمیت می شناسیم و نه پشت پرده سازش می کنیم.
با بازداشت های گسترده ای که موج دوم آن بعد از روز عاشورا آغاز شد، به نظر میرسد فضا بسته تر از سابق شده و از طرف دیگر شامل کسانی شده که به انقلاب خدمات زیادی کرده اند. به نظرتان این بازداشت ها تاثیری در حرکت مردمی خواهد داشت؟
این بازداشت ها کار بسیار غلط و اشتباهی است که متاسفانه همچنان هم ادامه دارد. بازداشت کسانی که حرفهای آزادیخواهانه میزنند و از حقوق مردم سخن می گویند هیچ محمل قانونی ندارد. باید توجه داشت که آرمان های آزادیخواهانه، دموکراسی طلبی، قانون گرایی و مردمسالاری دینی، پایه های خواسته های مردم است که “رای” نیز در درون همان قرار میگیرد؛ دستگیری ها که چه مردم عادی و چه شخصیت های سیاسی و مطبوعاتی و… را در بر می گیرد، محمل درست و قانونی ندارد. بازداشت شخصی مثل دکتر بهشتی که سمبل همه حق طلبی ها و اندیشمندی های جنبش و یک دلسوز دانشگاهی است چه فایده ای برای آقایان دارد؟ منظورم فقط شخص دکتر بهشتی نیست بلکه او را به عنوان سمبلی از عزیزان دربند می گویم که به خاطر آرمان های بلند و انسانی شان بازداشت شده اند. من همچنین می خواهم مساله زنان را به طور اخص مطرح و تاکید کنم که بازداشت شیرزنان فهیم و آگاه ایرانی، ضربه بزرگی به حیثیت جمهوری اسلامی میزند. زنانی که باید دراجتماع و دانشگاهها مشغول کار باشند اکنون در کنج زندان ها هستند و این موضوع سرافکندگی عظیمی در سطح ایران و جهان برای جمهوری اسلامی به دنبال دارد.
آیا این بازداشت ها و بگیر و ببندها تاثیری در حرکت مردم و جنبش سبز خواهد داشت؟
این دستگیری ها هیچ گونه تاثیری در خواست و حرکت مردم ندارد؛ مردم به شدت آگاه هستند و با شعور بالای سیاسی، مطالبات خود را پی گیری میکنند. اکنون این مردم هستند که پیشروی روشنفکران هستند، حتی روشنفکران ما به دنبال مردم حرکت می کنند.
خانم رهنورد تعداد زیادی از نزدیکان شما و همسرتان بازداشت شده اند؛برادرتان دوبار بازداشت شده و خواهرزاده آقای موسوی نیز به شهادت رسیده اند. این مسائل چه تاثیری در زندگی شخصی و خانوادگی شما داشته است؟
ما با جنبش سبز نفس می کشیم و زندگی می کنیم؛ خود من همیشه از سوی جریان های محافظه کار و واپس گرا سرکوب شده ام اما اندیشه هایم را مطرح کرده ام. متاسفانه فشارهایشان بر زنان آزادیخواه و من متمرکز شده و با اهانت ها و حاشیه سازی هایی که تازگی نیز ندارد و از سالها قبل جریان داشته، سعی در سرکوب ما داشته اند، اما اکنون دیگر حیا را خورده و آبرو را تف کرده اند. زمانی کتاب هایم را اجازه انتشار نمیدادند و کاری کردند که من زندگی کاری و اجتماعی ام را فقط در دانشگاه گذاشتم اما فشارها ادامه داشت. حالا شدید تر شده؛ هدف آنها این است که من وجود نداشته باشم، نفس نکشم و نباشم. حتی زندگی عاشقانه ما را نیز بر نمی تابند و سعی کردند حاشیه ها به وجود آورند اما همگان میدانند ما چه نوع زندگی ای داریم و این فشارها و تهدیدها، هیچ تاثیری در روند زندگی و فعالیت ها و آرمان های ما ندارد.
بیشتر میخواهم بدانم چه فضایی بر خانواده و فامیل و نزدیکان شما که این همه هزینه داده و میدهند حاکم است؟ آیا این هزینه ها تاثیری در رابطه آنها با آقای موسوی داشته است؟
این هزینه ها به خاطر آقای موسوی نیست بلکه به خاطر جنبش سبز است؛ ما فرد گرا نیستیم و فردگرایی نداریم و خانواده و فامیل ما نیز جدا از مردمی که هزینه میدهند نیستند. برادر من یک شخصیت کاملا علمی و متخصص است و هیچ نوع فعالیت سیاسی ندارد اما همچون سایر مردم هزینه میدهد. ما سینه مان را سپر کرده ایم و آماده برای هرگونه تیر و حمله و تروری هستیم.
خانم رهنورد خود شما نیز تاکنون سه بار مورد حمله قرار گرفته اید؛ گفته می شد افرادی که به شما حمله کردند از “خواهران بسیجی” بودند. ممکن است توضیح دهید اصل قضیه چه بود؟
من نمی توانم با اطمینان بگویم که بسیجی بوده اند اما می گویم که ماموریت داشته اندو از یک روز قبل از ۱۶ آذر تا ۱۸ آذر من در ناامنی شدید قرار داشتم. به طور مداوم تعقیب ام میکردند و یک بار سرم ریختند و بارها با حرفهای بسیار زشتی اهانت کردند. یکبار که حراست دانشگاه مرا به ماشین منتقل کرد تا از محل دور شوم، یک موتورسوار دستش را داخل ماشین کرد و گاز فلفل زد که به شدت حالم بد شد و مدتی مریض بودم و خونریزی کلیه داشتم. روزهای دیگر نیز حراست دانشگاه مراقبت میکرد. آن ۴ روز تا ۱۸ آذر یا توهین میکردند و یا حمله فیزیکی میکردند و هیچ گونه امنیتی نداشتم اما بعد از ۱۸ آذر دست برداشتند و فعلا که خبری نیست.
شما نمی ترسید از اینکه یکباره حادثه ای برایتان به وجود آورند؟ آیا پیش بینی چنین حوادثی را کرده اید؟
آزادیخواهی و سلحشوری جزو آرمان های من در زندگی بوده و به خاطر همین از مرگ هم هیچ هراسی ندارم. قبلا گفتم سینه مان را سپر کرده ایم و من به شخصه آماده هرگونه تیر و حمله و تروری هستم
متن این گفت و گو به شرح زیر است:بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی از سوی برخی گروهها و شخصیت های سیاسی نشانه به رسمیت شناختن دولت محمود احمدی نژاد ارزیابی شد و برخی تا بدانجا پیش رفتند که سخن از سازش پشت پرده رهبران جنبش سبز با حکومت به میان آوردند. امری که زهرا رهنورد در مصاحبه با “روز” آن رابه شدت رد و به صراحت اعلام کرد: “نه دولت احمدی نژاد را به رسمیت می شناسیم و نه سازش می کنیم بلکه صادقانه پی گیر حقوق و مطالبات مردم هستیم.”
با خانم رهنورد در شرایطی مصاحبه کرده ایم که از یک سو فشارها بر میرحسین موسوی، با بازداشت مشاوران و نزدیکان اوافزایش یافته و از سوی دیگر شایعاتی مبنی بر سازش پشت پرده و به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد از سوی او و سایر رهبران جنبش سبز، پخش شده است. اما خانم رهنورد با وجود همه این فشارها و تهدیدها تصریح می کند: “سینه مان را سپر کرده ایم و آماده برای هرگونه تیر و حمله و تروری هستیم.”
مصاحبه با زهرا رهنورد، استاد دانشگاه، نویسنده در پی می آید.
خانم رهنورد بعد از انتشار بیانیه هفدهم آقای موسوی، برخی اینگونه برداشت کرده اند که آقای موسوی، دولت محمود احمدی نژاد را به رسمیت شناخته است. چنین برداشتی درست است؟
برداشت شخصی من از بیانیه، این نیست، چون بندهای دیگر همین بیانیه تاکید دارد که تقلبی در کار بوده و انتخابات سالم نبوده است؛ وقتی در بیانیه بر این موضوع تاکید می شود، چگونه چنین برداشتی می شود؟ من فکر میکنم و برداشت من این است که از متن همین بیانیه به وضوح می توان فهمید که آقای موسوی، دولت برآمده از تقلب را به رسمیت نمی شناسد.
ولی اکنون شایعات زیادی درباره سازش پشت پرده آقایان موسوی و کروبی و خاتمی مطرح است و امروز نیز برخی اخبار به نقل از آقای کروبی در مورد به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد منتشر شده است. برخی بیانیه آقای موسوی و سخنان امروز آقای کروبی را به سازش های پشت پرده تعبیر میکنند.
به هیچ وجه چنین چیزی نیست و سازشی در کار نیست. من در آن بیانیه نه تنها هیچ گونه سازشی نمی بینم بلکه آن بیانیه کف خواسته ها و آرمان های مردم است و حداقلی از خواسته های مردم و حکومت می تواند به راحتی این خواسته ها را عملی کند.
ولی حکومت این خواسته را نمی پذیرد یعنی تاکنون نپذیرفته؛ شما فکر میکنید به این خواسته ها تن خواهند داد؟
من نمی توانم آینده را پیش بینی کنم که چه اتفاقی خواهد افتاد و چه خواهد شد، فقط امیدوارم هر اتفاقی که می افتد به نفع ملت ایران باشد و به سربلندی ملت ایران ختم شود.میخواهم بر این نکته تاکید کنم که نه دولت احمدی نژاد را به رسمیت می شناسیم و نه پشت پرده سازش می کنیم.
با بازداشت های گسترده ای که موج دوم آن بعد از روز عاشورا آغاز شد، به نظر میرسد فضا بسته تر از سابق شده و از طرف دیگر شامل کسانی شده که به انقلاب خدمات زیادی کرده اند. به نظرتان این بازداشت ها تاثیری در حرکت مردمی خواهد داشت؟
این بازداشت ها کار بسیار غلط و اشتباهی است که متاسفانه همچنان هم ادامه دارد. بازداشت کسانی که حرفهای آزادیخواهانه میزنند و از حقوق مردم سخن می گویند هیچ محمل قانونی ندارد. باید توجه داشت که آرمان های آزادیخواهانه، دموکراسی طلبی، قانون گرایی و مردمسالاری دینی، پایه های خواسته های مردم است که “رای” نیز در درون همان قرار میگیرد؛ دستگیری ها که چه مردم عادی و چه شخصیت های سیاسی و مطبوعاتی و… را در بر می گیرد، محمل درست و قانونی ندارد. بازداشت شخصی مثل دکتر بهشتی که سمبل همه حق طلبی ها و اندیشمندی های جنبش و یک دلسوز دانشگاهی است چه فایده ای برای آقایان دارد؟ منظورم فقط شخص دکتر بهشتی نیست بلکه او را به عنوان سمبلی از عزیزان دربند می گویم که به خاطر آرمان های بلند و انسانی شان بازداشت شده اند. من همچنین می خواهم مساله زنان را به طور اخص مطرح و تاکید کنم که بازداشت شیرزنان فهیم و آگاه ایرانی، ضربه بزرگی به حیثیت جمهوری اسلامی میزند. زنانی که باید دراجتماع و دانشگاهها مشغول کار باشند اکنون در کنج زندان ها هستند و این موضوع سرافکندگی عظیمی در سطح ایران و جهان برای جمهوری اسلامی به دنبال دارد.
آیا این بازداشت ها و بگیر و ببندها تاثیری در حرکت مردم و جنبش سبز خواهد داشت؟
این دستگیری ها هیچ گونه تاثیری در خواست و حرکت مردم ندارد؛ مردم به شدت آگاه هستند و با شعور بالای سیاسی، مطالبات خود را پی گیری میکنند. اکنون این مردم هستند که پیشروی روشنفکران هستند، حتی روشنفکران ما به دنبال مردم حرکت می کنند.
خانم رهنورد تعداد زیادی از نزدیکان شما و همسرتان بازداشت شده اند؛برادرتان دوبار بازداشت شده و خواهرزاده آقای موسوی نیز به شهادت رسیده اند. این مسائل چه تاثیری در زندگی شخصی و خانوادگی شما داشته است؟
ما با جنبش سبز نفس می کشیم و زندگی می کنیم؛ خود من همیشه از سوی جریان های محافظه کار و واپس گرا سرکوب شده ام اما اندیشه هایم را مطرح کرده ام. متاسفانه فشارهایشان بر زنان آزادیخواه و من متمرکز شده و با اهانت ها و حاشیه سازی هایی که تازگی نیز ندارد و از سالها قبل جریان داشته، سعی در سرکوب ما داشته اند، اما اکنون دیگر حیا را خورده و آبرو را تف کرده اند. زمانی کتاب هایم را اجازه انتشار نمیدادند و کاری کردند که من زندگی کاری و اجتماعی ام را فقط در دانشگاه گذاشتم اما فشارها ادامه داشت. حالا شدید تر شده؛ هدف آنها این است که من وجود نداشته باشم، نفس نکشم و نباشم. حتی زندگی عاشقانه ما را نیز بر نمی تابند و سعی کردند حاشیه ها به وجود آورند اما همگان میدانند ما چه نوع زندگی ای داریم و این فشارها و تهدیدها، هیچ تاثیری در روند زندگی و فعالیت ها و آرمان های ما ندارد.
بیشتر میخواهم بدانم چه فضایی بر خانواده و فامیل و نزدیکان شما که این همه هزینه داده و میدهند حاکم است؟ آیا این هزینه ها تاثیری در رابطه آنها با آقای موسوی داشته است؟
این هزینه ها به خاطر آقای موسوی نیست بلکه به خاطر جنبش سبز است؛ ما فرد گرا نیستیم و فردگرایی نداریم و خانواده و فامیل ما نیز جدا از مردمی که هزینه میدهند نیستند. برادر من یک شخصیت کاملا علمی و متخصص است و هیچ نوع فعالیت سیاسی ندارد اما همچون سایر مردم هزینه میدهد. ما سینه مان را سپر کرده ایم و آماده برای هرگونه تیر و حمله و تروری هستیم.
خانم رهنورد خود شما نیز تاکنون سه بار مورد حمله قرار گرفته اید؛ گفته می شد افرادی که به شما حمله کردند از “خواهران بسیجی” بودند. ممکن است توضیح دهید اصل قضیه چه بود؟
من نمی توانم با اطمینان بگویم که بسیجی بوده اند اما می گویم که ماموریت داشته اندو از یک روز قبل از ۱۶ آذر تا ۱۸ آذر من در ناامنی شدید قرار داشتم. به طور مداوم تعقیب ام میکردند و یک بار سرم ریختند و بارها با حرفهای بسیار زشتی اهانت کردند. یکبار که حراست دانشگاه مرا به ماشین منتقل کرد تا از محل دور شوم، یک موتورسوار دستش را داخل ماشین کرد و گاز فلفل زد که به شدت حالم بد شد و مدتی مریض بودم و خونریزی کلیه داشتم. روزهای دیگر نیز حراست دانشگاه مراقبت میکرد. آن ۴ روز تا ۱۸ آذر یا توهین میکردند و یا حمله فیزیکی میکردند و هیچ گونه امنیتی نداشتم اما بعد از ۱۸ آذر دست برداشتند و فعلا که خبری نیست.
شما نمی ترسید از اینکه یکباره حادثه ای برایتان به وجود آورند؟ آیا پیش بینی چنین حوادثی را کرده اید؟
آزادیخواهی و سلحشوری جزو آرمان های من در زندگی بوده و به خاطر همین از مرگ هم هیچ هراسی ندارم. قبلا گفتم سینه مان را سپر کرده ایم و من به شخصه آماده هرگونه تیر و حمله و تروری هستم
Subscribe to:
Posts (Atom)